جهنمِ دنیا
کاش می شد از کتاب تاریخجنگ و خون ریزی را بردارمجای این همه قتل وبی رحمیاندکی رحم و وفا بگذارمکاش می شد که نباشد جنگیهیچ خونی نچکد در دنیاآه اسم این جهنم دنیاستآه این زخم نگردد احیادوست دارم اما راهی نیستآدمی به غایتش بی رحم استدست روی دل دنیا نگذارکه تمام تن دنیا زخم است
برچسبها: صباهرزندی, صبا هرزندی, جنگ, شعر
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ ساعت 17:9 توسط صباهرزندی
|
اشعارونوشته های صباهرزندی...ما را در سایت اشعارونوشته های صباهرزندی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 24
ما را در سایت اشعارونوشته های صباهرزندی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 25
منکه در این شب تاریک پر از دلتنگیجگر غم زده ام سوخت ولی دم نزدم!موج دریا زده را نیست هراس از سنگیغم دل هر دو لبم دوخت ولی دم نزدمدر خیالی که به جز آه ندارد سودیچه بگنجد که دمی شاد شود؟کاش ای عشق، دمی محرم قلبم بودیتا دل بی نفسم از قفس آزاد شوداین همه آدم و اینقدر غم تنهایی!چه بگویم به که گویم که دل آرام شود؟کاش این غصه ی وحشی یک روزیا به پایان برسد یا که کمی رام شود!ای جوانی نکند در غم من آب شویباید آنگونه بخندم که تو هم شاد شوینکند غصه شوی،گم بشوی ،خواب شوینگذارم که از این غصه تو بر باد شویبه قلم صباهرزندیhttp://sabaharzandi.blogfa.com
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۲۹ ساعت 18:8 توسط صباهرزندی
|
اشعارونوشته های صباهرزندی...ما را در سایت اشعارونوشته های صباهرزندی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 21
آهسته ببار ابرک،حال دل ما خوب استاحوال بهارانم،خوب و خوش و مطلوب استاما چه کنم گاهی،لبریز شود صبرمپشت قدمت ابرک،ماهیست که آشوب استمثل سخنانش نیست انگار کسی اینجامی سوزی وپیدا نیست فریاد رسی اینجادر سوختن وماندن برزخ شده ای اماچون ماندی و رنجیدی صدبار بسی اینجابگذار ببندم لب،ساکت بشوم این باراز دیده ی من گریه،درخواهش تو اصراراز گفتن و تعریفم سودی نشود عایدجز اینکه دهم خود را در بار صدم آزارپیوسته ببار ابرک،دیگر نشوم آرامبشکن قدحم ساقی،دیگر نخورم این جامباور نکنی ابرک،حال دل ما خوب استجز شادی و آبادی هرگز نشود فرجامپیوسته در این قصه آشوبم و تبدارمبا اینکه دلم دریاست ،من غرق در افکارمخواهی بشوی باران خواهی بروی آسانباران بشوی یانه ،من یک تنه می بارم!شعر از:صبا هرزندیوبلاگ صبانوشتhttp://sabaharzandi.blogfa.com/
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۳/۱۷ ساعت 23:36 توسط صباهرزندی
|
اشعارونوشته های صباهرزندی...ما را در سایت اشعارونوشته های صباهرزندی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 39
باران بشوم چتر شدن را بلدی!با بهار دلم هم عطر شدن را بلدی؟من پریشان شده ام در طی این بحران هاگر جمله شوم،سطر شدن را بلدی؟همسایه شوم دور شدن را بلدیتاریک شوم نور شدن را بلدی؟گر قیامت بشود قصه ی قلبم آیابا کمی عشق تو محشور شدن را بلدی؟شمع خاموشم و پروانه شدن را بلدی!چشم پر گریه شوم شانه شدن را بلدی؟آشیانم که به اندوه و غمت ویران شدهم مأمن و هم خانه شدن را بلدی؟آتش بشوم آب شدن را بلدی!بیدار شوم، خواب شدن را بلدیتا به دنبال تو باشم یک روزگوهر ناب شدن را بلدی!ای تو ای عمر تو تبدار شدن را بلدیکوتاهی و کشدار شدن را بلدی!با دل غمزده ی ما تو کمی راه بیاهجری و لحظه ی دیدار شدن را بلدی؟!صبا هرزندی
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۲/۱۶ ساعت 2:9 توسط صباهرزندی
|
اشعارونوشته های صباهرزندی...ما را در سایت اشعارونوشته های صباهرزندی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 32