
باران بشوم چتر شدن را بلدی!
با بهار دلم هم عطر شدن را بلدی؟
من پریشان شده ام در طی این بحران ها
گر جمله شوم،سطر شدن را بلدی؟
همسایه شوم دور شدن را بلدی
تاریک شوم نور شدن را بلدی؟
گر قیامت بشود قصه ی قلبم آیا
با کمی عشق تو محشور شدن را بلدی؟
شمع خاموشم و پروانه شدن را بلدی!
چشم پر گریه شوم شانه شدن را بلدی؟
آشیانم که به اندوه و غمت ویران شد
هم مأمن و هم خانه شدن را بلدی؟
آتش بشوم آب شدن را بلدی!
بیدار شوم، خواب شدن را بلدی
تا به دنبال تو باشم یک روز
گوهر ناب شدن را بلدی!
ای تو ای عمر تو تبدار شدن را بلدی
کوتاهی و کشدار شدن را بلدی!
با دل غمزده ی ما تو کمی راه بیا
هجری و لحظه ی دیدار شدن را بلدی؟!
صبا هرزندی
ما را در سایت اشعارونوشته های صباهرزندی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 32