
تو با این زخم در سینه هنوزم شاد و خندانیتو زخمت آنقدر گرم است که دردش را نمیدانیمیان خنده هایی و عمیقا سست و ویرانیبرای درد در سینه نمی یابی تو درمانیمیان جمع تنهایی ، در اوج شور غمگینیتظاهر را تمامش کن،مگر خود را نمیبینی؟تورا صد آرزو مرده ولی باز آرزو ها کنشبیه آب دریایی زلال و صاف و بی کینیتو پایان شب تاری، سرآغاز سحرهاییشجاعی و نمیترسی در آغوش خطرهایی...
ادامه مطلب
در واپسینروزهای سرد بهمنماه قصه ای کهنامش زندگیبودآغاز شد،پراز لحظات تلخ وشیرین...گاهی پر از شادی و انگیزهگاهی مملو از بی حوصلگیپراز جنگیدن و دوام آوردن و تلاش کردنمیدانی؟مهمنیست چند سال زندگی میکنیممهم کیفیت لحظات زندگیست...اینکهزندگانی کنی نه زنده مانی...غرق در افکارم ،پنجره ی نگاهمرا روبه شعله ی شمع میبندمو شمع ها را فوت میکنم وآرزویم عمر طولانی نیستآرزویم زیبا زیستن است هر چندکوتاه باشد...
ادامه مطلب
ذهن زیبا ثروتیست که روبه زوال نمیرود.جایگاه مقدیست که نباید با هر فکر مزاحمی آن را پر کرد.ذهن ما، تنها سزاوار زیباییستزیبا بیندیشیم. + نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۷/۲۷ ساعت 15:7 توسط صبا هرزندی Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب